کالیمدور

ShadowLands

همه‌ی آنچه در مورد سرزمین‌های سایه لازم است بدانید:
 
شدولند (Shadowland) قلمرویی بی‌انتهاست که همچون رویای زمردین به ازراث مرتبط است. هرچند رویای زمردین بیانگر زندگی است، در مقابل، شدولند دنیای مردگان به حساب می‌آید. سرزمینی اثیری و کابوس‌وار، پر از روح کسانی که با تیغ مرگ از دنیای زندگان جدا گشته‌اند. منشأ این قلمرو هرچند نامشخص است، اما تولد آن با آغاز زندگی فانیان در دنیاهای مادی، به وقوع پیوست. بسیاری بر این باورند که روح فانیان پس از مرگ به این دنیای تاریک کشیده می‌شود، جایی که روح آنها برای همیشه در آن باقی خواهد ماند. اما هنوز کسانی امید دارند که روحشان به مکانی روشن‌تر و بهتر از این تاریکی سردِ ابدی برده شود. هر روح با خود منبعی بنیادی مانند منا(Mana) در دوران زندگی، به نام آنیما به شدولند می‌آورد، محصولی از تمام تجربیات زندگی. ارواح بزرگ، چه خیر و چه شر، آنیمای زیادی همراه دارند. آنیما جوهره‌ی زندگی در شدولند است و سبب رشد درختان، رودخانه‌ها و منبع جادوی مرگ می‌باشد. تمام موجودات در شدولند برای بقا وابسته به آنیما هستند.
 
روح فناپذیران پس از مرگ توسط Kyrian ها هدایت شده و به شهر اوریبوس(Oribos)، شهری باستانی که در مرکز شدولند قرار دارد وارد می‌شود. در آنجا آنان توسط موجودی باستانی به نام آربیتر(Arbiter) قضاوت می‌شوند. او پیش از هر خاطره‌ای وجود داشته و حتی گفته می‌شود که از تایتان‌ها نیز قدیمی‌تر می‌باشد. زمانی که روحی را مقابل آربیتر می‌آورند، او خاطرات او را جذب و تمام اعمال خوب و بد، افکار، فرجام و شکست‌ها را فوراً درک می‌کند. سپس آربیتر روح فانی را براساس شخصیتش به یکی از قلمروهای بی‌پایان شدولند می‌فرستد که هرکدام به‌وسیله‌ی Covenant قدرتمندی اداره می‌شود. این Covenant ها وظیفه‌ی ایجاد تعادل برای اکوسیستم‌های پس از مرگ را دارند. در شدولند چهار Covenant اصلی وجود دارد: 
The Kyrian of Bastion
باسشن قلمروی است که توسط Kyrian Covenant ها اداره می‌شود. این پادشاهی از مناره‌هایی طبیعی و آسمانی کریستالی ساخته شده و دارای نظمی هدفمند می‌باشد. نظم و وظیفه آنها، آنان را وادار می‌سازد تا از ارواحی که وارد شدولند می‌شوند حفاظت کرده و آنان را به نزد آربیتر ببرند. عموماً ارواحی که در دوران زندگی غرق خدمت بوده‌اند به اینجا فرستاده می‌شوند تا زندگیشان را بررسی کنند  و از احساس گناه پاک شوند. سپس زمانی که حسن نیت خود را نشان دهند ممکن است به یک Kyrian ارتقا یابند تا به شدولند خدمت کنند. اینها ابتدا به موجوداتی بدون بال بدل می‌شوند و پس از هزاران سال تمرین، بال خود را به دست می‌آورند و به مقامات بالا ارتقا می‌یابند. تعدادی از این Kyrian  های شریف به ارواح شفادهنده یا والکیر کامل تبدیل می‌شوند. Bastion مکانی است که در آن روح اوتر لایت‌برینگر سکنی گزیده است.
 
The Necrolords of Maldraxxus
مالدراکسوس توسط نکرولردها اداره می‌شود که مرکز قدرت نظامی شدولند به حساب می‌آید. آنجا خانه‌ی موجودات شروری مانند نکرومنسرها و Abomination ها می‌باشد. اما همه در آنجا شرور نیستند. ارواح جنگجو و بی‌رحمی چون دراکا (مادر ترال-گوئل) که هرگز تسلیم نشدند و برای شکوه و عظمت یکدیگر تلاش می‌کردند توسط نکرولردها پذیرفته خواهند شد. در آزمایشگاه‌های مالدراکسوس، به قدرتمندان پاداش داده خواهد شد و ضعیفان به گوشه‌ای انداخته می‌شوند. قدرتمندترین این افراد توسط نکرومنسرها به سربازان آندد تبدیل می‌شوند تا از شدولند درمقابل نیروهای خارجی دفاع کنند و علیه دشمنان مرگ بجنگند. مصمم‌ترین‌ها به جایگاه‌های قدرت مالدراکسوس می‌رسند و آنان که این اکوسیستم را ناامید سازند  به سوخت سلاح‌های مالدراکسوس بدل می‌شوند. این روند انتخاب وحشیانه، یک گروه شبه‌نظامی ترسناک و قدرتمند به وجود آورده است. اکنون رهبر کهنِ نکرولردها  ناپدید شده است و پنج نکرولرد برتر بر سر جایگاه او و پیشروی مرگ در کهکشان رقابت می‌کنند. مالدراکسوس مرکز جادوی نکرومنسی می‌باشد و خانه‌ی بسیاری که توسط لیچ کینگ و اسکورج به ازراث فرا خوانده شده‌اند.
 
The Night Fae of Ardenweald
آردنویلد که تحت فرمان نایت فِی‌ها قرار دارد، مکانی است برای ارواح کسانی که به طبیعت نزدیک بوده‌اند. نایت فِی‌ها به‌شکلی وحشیانه از ارواح طبیعت درمقابل کسانی که قصد دارند مانع تولد دوباره‌ی آنها شوند دفاع می‌کنند. این قلمرو شامل جنگل‌های مسحور و مرموزی می‌باشد که آینه‌ی تاریک رویای زمردین به حساب می‌آیند. همان گونه که رویای زمردین بیانگر بهار و تابستان است، آردنویلد نمایانگر پاییز و زمستان می‌باشد. این قلمرو مکان خواب و استراحت است، جایی که ارواح طبیعت توسط نایت فِی‌ها مواظبت می‌شوند، کسانی که آنیما(Anima) را از ارواح فانی بیرون کشیده و به روح‌های خفته تزریق می‌کنند تا جوهره‌ی زندگی آنان با بقایای کهنشان جوانسازی شود و آنان را آماده‌ی تولدی دوباره در دنیای زندگان کنند. سناریوسِ نیمه‌خدا، دوران بازیابی قدرت خود را پس از مرگش در جنگ سوم، در آردنویلد سپری کرد تا اینکه در دوران کاتاکلیسم به ازراث بازگشت.  بعضی از بخش‌های آردنویلد مانند دیگر سرزمین‌ها قابل عبور نیست و بازتابی از قدرت دراست‌های(Drust) کولتیراس می‌باشند که شدیداً به آردنویلد و مرگ متصل‌اند. آردنویلد بیشترین آسیب را از نبود روح و آنیمای آنها برای تغدیه ارواح طبیعت دیده است. برای اولین بار ملکه‌ی زمستان نایت فِی‌ها باید تصمیم بگیرد که کدام باغ‌های سرسبز و کدام ارواح را فدای ارواح طبیعت کند که باعث نابودی همیشگی  این ارواح خواهد شد.
 
The Venthyr of Revendreth
ریوندرس توسط ونثیرها اداره می‌شود. سرزمینی پر از مناره‌های سیاه و اسراری تاریک، جایی که ارواح امیدوارند به آنجا فرستاده نشوند. آربیتر، ارواحی را به این سرزمین می‌فرستد که یا تمایل شدیدی به غرور دارند یا عیب دیگری  که باعث می‌شود نتوانند به دیگر قلمروها خدمت کنند. آنها به اینجا فرستاده می‌شوند تا تاوان گناهان و اشتباهاتشان را بدهند و امیدوار باشند که روزی پاک شوند. این وظیفه‌ی ونثیرهای خون‌آشام است که ارواح را از طریقِ عذابی غیرقابل‌تصور آماده به خدمت کنند. اگرچه بخش اعظمی از این قلمرو در تاریکی قرار دارد، اما در بخش‌هایی از آن، پرتو‌های نور از میان ابرها گذر کرده و به سطح زمین می‌رسد. بسیاری از ارواح ریوندرس نسبت به نور آسیب‌پذیرند و در این نواحی به زنجیر کشیده می‌شوند. شاهزاده کیل تاس یکی از ارواحی است که به‌خاطر اعمال خود به ریوندرس فرستاده شد.
غیر از این Covenant ها قلمرو‌های دیگری نیز وجود دارد که بعضی‌ها شامل تنها یک نفر و بعضی‌ها بسیار وسیع و پر از ارواح شاد یا در حال عذاب است. بین هر دنیا، فضایی ابری پر از آنیما وجود دارد که آنان را به هم متصل می‌سازد، اما هم اکنون این آنیماها خشک و ارتباط قلمروها قطع شده است؛ که همین موضوع باعث ترس و بی‌اعتمادی میان ساکنان آنان شده. 
The Maw
ماو(The Maw) یکی از وحشتانک‌ترین قلمروهای شدولند است. مکانی که ارواح شرور و غیرقابل‌بخشش به آنجا فرستاده می‌شوند. کسانی که آربیتر آنها را تهدیدی برای شدولند می‌داند. این قلمرو توسط زندانبانی(The Jailer) مرموز کنترل می‌شود که کسی تاکنون او را ندیده است یا دست‌کم پس از دیدنش، زنده نمانده تا داستانش را برای کسی بازگوید. Maw مکانی است پر از کابوس و افسانه‌ها، حتی در میان ساکنان شدولند. تاکنون هیچ کس از این مکان نتوانسته بگریزد و هر کس که به آنجا پا گذاشته دیگر حرفی از او شنیده نشده است. در مرکز آن، زندان نفرین‌شده‌ی تورگاست قرار دارد که شرورترین ارواح کهکشان در آنجا زندانی شده‌اند. تورگاست متضاد اوریبوس می‌باشد.
گاهی اوقات بعضی ارواح در شدولند در حال پرسه زدن دیده می‌شوند، این می‌تواند به علت نبرد، کاری ناتمام یا فساد در لحظه‌ی مرگ باشد. برای بازگرداندن آرامش به این ارواح باید منبع فساد را از بین برد یا مراسمی خاص را انجام داد. ارواح در شدولند می‌توانند با به دست آوردن قدرت کافی، حفره‌ای به دنیای زندگان ایجاد کنند و بازگردند. جیندو یکی از کسانی بود که اینگونه به دنیای زندگان بازگشت. همچنین زمان در شدولند به‌گونه‌ای متفاوت طی می شود.  
شدولند مکانی است که بین دنیا‌های مادی قرار گرفته و آیس کرون، لنگری است که ازراث را به شدولند متصل نگه می‌دارد. نام آیس کرون زمانی معروف شد که کیل جیدن، لیچ کینگ را به دنیای فانیان پرتاب کرد. زندان نرژول به‌شدت به یک توده‌ی یخی برخورد کرد و سریر یخی را به وجود آورد. لیچ کینگ در آنجا باقی ماند تا زمانی که آرتاس او را آزاد کرد و دو موجود در یک بدن با هم یکی شدند. آیس کرون در زمان یکی شدن آرتاس و لیچ کینگ توسط ایلیدان مورد تاخت‌وتاز قرار گرفت. بنابراین لیچ کینگ قلعه‌ای مستحکم از سارونایت خون خدای باستانی، یاگ سارون، ساخت که نام آن را آیس کرون سیتادل نهادند. بعد ازمرگ آرتاس، بلوار فوردراگون به جای او قدرت لیچ کینگ را در اختیار گرفت تا اسکورج را مهار کند.
در سال‌های اخیر ماشین مرگ شکسته است و ارواحی که به شدولند فرستاده می‌شوند به جای اوریبوس، مستقیم به Maw وارد می‌شوند. در نتیجه Maw بزرگ‌تر و قدرتمندتر شده و بخش‌های دیگر شدولند از آنیما محروم مانده‌اند، که همین باعث آغاز فرایند ضعفشان شده است. سیلوانس ویندرانر مدتی است که با زندانبان همکاری می‌کند و با اعمالش، مرگ‌ومیر زیادی در دنیای زندگان به وجود آورده. او با تغدیه Maw توسط ارواح جدید، خود و زندانبان را بسیار قدرتمند ساخته است. سیلوانس به آیس کرون رفت، در نبردی با لیچ کینگ، بلوار فوردراگون، پیروز شد و با گرفتن کلاهخود لیچ کینگ و از بین بردن آن مرز میان ازراث و شدولند را نابود ساخت.
عملکرد او تهدیدی برای از بین رفتن تعادل بین مرگ و زندگی در کهکشان شده است. قهرمانان ازراث وارد Maw  شدند و به‌واسطه‌ی ارتباط خود با تایتان ازراث، از این مکان گریختند تا مکان‌های دیگر شدولند را جستجو کنند. قهرمانان برای بازگرداندن تعادل باید با چهار Covenant اصلی شدولند همکاری کرده و آنان را در مشکلاتشان یاری دهند. همچنین حالا ازراث باید از خود در مقابل حمله‌های اسکورج دفاع کند.
 
 
 
تشکر(۱۷)منفی(۰)

4 نظر

پاسخ دادن به ali لغو پاسخ

  • کلاهخود کلید نبوده، سیلوانس صرفا قدرت زیادی که داخل کلاهخود بود رو آزاد کرد و چون آیس کرون مرز ازراث با شدولند بوده، ازاد شدن ناگهانی این همه قدرت باعث شد مرز از بین بره. اگه سیلوانس اینکار رو تو یه نقطه غیر از ایس کرون می کرد چنین اتفاقی نمیوفتاد

    تشکر(۳)منفی(۰)
  • تشکر بابت مقاله...تنها چیزی که هنوز برام جور در نمیات کلید بودن کلاهخوده...حالا گیریم ایس کرون قبل از لیچ کینگ پل بین آزراث و شادو لند بوده و کیلجیدن نرزول رو شانسی(!!!)انداخته اونجا...ولی باز هیجوره با عقل جور درنمیاد چرا کلاهخود که همش پونزده شونزده ساله ساخته شده کلیده شادو لنده...امیدوارم یه جواب درست حسابی تو اکسپنشن بهش بدن...اینا که کرونیکلز رو همین چندوقت پیش منتشر کردند کاش به اینکه قبل از فرود فروزن ترون هم آیس کرون یه جای معمولی نبوده اشاره میکردند

    تشکر(۰)منفی(۱)

مارا دنبال کنید