کالیمدور

نبرد لردران

پیش از آغاز جنگ و حمله به سرزمین الف‌های شب ، سیلواناس ویندرانر اقدام انتقام جویانه‌ی الاینس و هجوم آنها برای بازپس‌گیری فرمانروایی لردران را پیش بینی کرده و تصمیم گرفت با گروگان گرفتن الف‌های موجود در تلدراسیل از این امر جلوگیری کند. امّا با تغییر این تصمیم و سوزاندن تلدراسیل به جای تسخیر آن، هورد این اهرم فشار خود را از دست داده و الاینس آزادانه در صدد فتح لردران برآمد.

نبرد لردران نسبت به نبرد تلدراسیل، جنگی بسیار بزرگتر و در ابعاد گسترده‌تری رخ داد زیرا در آن هورد صرفآ با یک نژاد تنها درگیر نبود بلکه این‌بار به مانند هورد، الاینس نیز تقریبآ با تمام قوای خود و لشکری متشکل از تمامی نژادهایش به قلمرو هورد حمله کرد از طرفی دیگر در نبرد تلدراسیل هورد با نقشه هایی از پیش تعیین شده موفق شد الاینس را فریب دهد و با غافلگیر کردن الف‌ها به برتری برسد امّا در این نبرد حمله ی الاینس به آندرسیتی/لردران از مدت ها قبل پیش‌بینی شده بود و هورد به خوبی خود را برای دفاع از سرزمین خود آماده ساخته بود.

جنگ با رسیدن ناوگان الاینس به رهبری شاه آندوین رین و گن گریمن به سواحل شمالی تیریسفال گلیدز آغاز شد. ارتش الاینس موفق شد نیروهای هورد را عقب رانده و شهر را به محاصره خود در آورد در طرف مقابل هورد در تلاش برای انتقال مردم غیرنظامی شهر به مقصد اورگریمار با نیروهای SI:7 الاینس و دروید هایی که راه خود را به داخل دیواره های شهر یافته بودند مقابله می کرد. با میسر شدن این امر نیروهای هورد به خط مقدم شتافتند تا مانع از پیشروی های الاینس شوند. سیلواناس ویندرانر برای توقف آنها حتی ماشین جنگی مجهز به ازرایت خود را در مقابل نیروهای الاینس قرار داد امّا ارتش الاینس حتی موفق شد از پس آن نیز برآید و به پیشروی های خود ادامه دهد.

سیلواناس به ناچار و با وجود مخالفت های واروک ساورفنگ طاعون خود را در میدان آزاد کرده و الاینس را وادار به عقب نشینی کرد؛ آندوین رین و واروک ساورفنگ هر کدام به نوبه ی خود سعی کردند تا حد امکان سربازان مجروح خود را از مناطق آلوده به طاعون بیرون بکشند و جانشان را نجات دهند. امّا علی رغم تلاش هایشان این سم مهلک موفق شد قربانی های خود را از هر دو جناح هورد و الاینس بگیرد. امّا این قربانی ها گویی حتی بعد از شهادتشان رحم و شفقت جنگسالار هورد را برای خود نیافتند؛ سیلواناس ویندرانر با استفاده از جادوی نکرومنسری خود اجساد این افراد چه از الاینس و چه از هورد را به عنوان مردگانی متحرک و فاقد عقل و هوش به کنترل خود در آورده و آنها را برای نبرد گسیل کرد.

با قرار گرفتن طاعون پیش روی الاینس، موفقیت برای آنها انگار دست نیافتنی می رسید تا اینکه جینا پرادمور با کشتی خود که توسط جادوی او در آسمان در حال پرواز بود سررسید. جینا با استفاده از جادوی خود طاعون را از مقابل ارتش الاینس کنار زد و با ایجاد کردن حفره ای در دیواره ی آندرسیتی راهی برای ارتش الاینس به داخل دیوارهای شهر گشود.

نیروهای الاینس در داخل شهر به پیشروی‌های خود ادامه دادند. در جایی که واروک ساورفنگ بنظر ناپدید شده بود دیگر فرماندهان هورد که شامل ناتانوس بلایت کالر ، لورتمار ترون و بین بلادهوف بودند در کنار جنگسالار خود برای توقف الاینس مبارزه می کردند. در میانه نبرد وید الف‌ها و نوم‌ها همراه با ماشین‌های مکانیکی خود به رهبری آلریا و مکاتورک از طریق پورتال‌های ایجاد شده توسط وید الف‌ها به دیگر نیروهای الاینس که شدیدآ به نیروی پشتیبانی احتیاج داشتند ملحق شدند و جنگ را به تعادل کشاندند.

ارتش الاینس به کمک متحدین تازه نفس خود موفق شد ارتش هورد را شکست دهد. سیلواناس که دیگر امیدی برای پیروزی نداشت به نیروهایش دستور عقب نشینی داد و با طاعون مسیر پشت سر خود را مسدود کرد تا الاینس نتواند تعقیبشان کند. اما آندوین رین مصمم برای دستگیر کردن سیلواناس که مسبب این جنگ بود به مکاتورک دستور داد تا ارتش را به بیرون از شهر راهنمایی کند. در حالی که خود و دیگر رهبران به همراه اندکی دیگر از نیروهایشان با استفاده از یک ماشین پرنده ی مکانیکی نوم ها به تعقیب نیروهای هورد پرداختند.

سیلواناس در مسیر سرانجام واروک ساورفنگ را یافت، واروک خشمگین و رنجور به سرزنش سیلواناس بخاطر نحوه جنگ و سیاست های عاری از شرافتش در میدان مبارزه پرداخت؛ سیلواناس در جواب به تحقیر واروک و طرز فکرش پرداخت و گفت که تو مرگ را دست کم گرفته ای زیرا برخلاف من شناختی از آن نداری و من برای تضمین بقای هورد، شرافت را قربانی بسیار کوچکی می دانم. همچنین به واروک گفت میتواند مرگ شرافتمندانه‌ی خود را داشته باشد امّا شاید روزی او جسم بی جانش را برای خدمت به خود به کنترل بگیرد و یا شاید او بتواند فرصت دیدار مجدد با فرزند خود را بدست آورد؛ در حالی که باقی رهبران راه خود را به سمت کاخ سلطنتی ادامه میدادند واروک ساورفنگ ایستاد و منتظر مرگ خود شد.

با رسیدن نیروهای الاینس به کاخ سلطنتی ساورفنگ در مقابل آنها ایستادگی کرد آندوین از او خواست که کنار برود امّا در هر صورت ساورفنگ یکه و تنها به آنها هجوم برد که البته شانسی در مقابل آنها نداشت و طولی نکشید که در مقابل آنها به زانو درآمد. امّا مانند هر بار این بار نیز واروک ساورفنگ از شهادتش محروم شد. آندوین رین به او گفت که پدرش واروک را بخاطر اصول شرافتمندانه اش همیشه تحسین میکرده و به او گفت که در این جنگ هیچ شرافتی وجود ندارد سپس به نگهبانان خود دستور داد تا او را به زندان ببرند و با او با احترام رفتار کنند سپس به همراه دیگر رهبران وارد کاخ سلطنتی جایی که سیلواناس انتظارشان را می کشید شد.

در کاخ آندوین به سیلواناس پیشنهاد داد که تسلیم شود امّا سیلواناس در حالت بانشی خود درآمده و در حالی که کاخ و البته تمام شهر را با طاعون منفجر می کرد به کشتی جنگی خود گریخت. البته جینا پرادمور به موقع آندوین و دیگران را به کشتی خود تلپورت کرده و جانشان را نجات داد امّا تمام شهر طاعون زده شده و برای الاینس از دست رفت.

لردران نیز به سرنوشت دارناسوس و گیلناس دچار شد و جنگ همچنان ادامه خواهد داشت …

تشکر(۳۸)منفی(۰)

2 نظر